علیمحمد مودب در گفتوگو با شهرآرانیوز، با اشاره به نقش ادبیات و شعر در شرایط جنگ و بحران گفت: هر فردی در این شرایط باید کار خویش را انجام دهد. اگر در روز جنگ، کسی در صنعت مشغول است نیز باید به هر نحو، صنعت خودش را پیش ببرد؛ چون پیشبرد کشور وابسته به این است که همه درست کار کنند. در این میان، شاید نقش شاعران و ادبیات در این ایام حتی پررنگتر شود.
این شاعر آئینی اهل مشهد ادامه داد: در چنین شرایطی، بخشی از نیازها به ادبیات تبلیغی و ترویجی مربوط میشود. حتی تولید محتواهایی از جنس ساختن شعار برای فضاهای سرشار از هیجان در جنگ، سوگ و حماسه نیز در حیطه کار شاعران است. نمونهاش را میبینیم که جوانان و بچهها تلاش میکنند و برای تجمعات و رویدادهای مختلف، محتوا میسازند. ساخت نوحهها و سرودها نیز از دیگر کارهایی است که شاعران ما آن را بهخوبی انجام میدهند؛ و در کنار اینها خود شعر هم هست؛ شعری که خوانده میشود و مخاطب را درگیر میکند.
مودب با تأکید بر کارکرد ادبیات در مدیریت احساسات اجتماعی اظهار کرد: به نظر میرسد این جریان توانسته فضای احساسی جامعه را مدیریت کند. شوکی که جنگ ایجاد میکند، جامعه را دچار پریشانی و اغتشاش ذهنی میسازد، اما یکی از سریعترین راههای به نظم رساندن ذهن، ادبیات است؛ بهویژه شعر موزون، زیرا با ریتم و آهنگ خود، ذهن را سریعتر سامان میدهد.
وی سپس توضیح داد: شعر و سخن موزون، مخاطب را به پیشینههای تاریخی و فرهنگیاش بازمیگرداند. وقتی ضربهای وارد میشود، ممکن است در یک لحظه انسان از فرهنگ و تاریخ خود منقطع شود؛ ولی شعر، شعار و کلام آهنگین میتواند یادآور ریشهها و پیشینههای فرهنگی باشد و زمینه مقاومت و پایداری را فراهم کند. این نوع زبان، به مخاطب جایگاه میدهد؛ به او میگوید از کجا باید ایستاد و از چه چیز باید دفاع کرد. همین کارکردِ ساماندهنده و جهتدهنده، در سطح جامعه اثرگذار است.
این شاعر درباره ضرورت تولید آثار در راستای انتقال پیام به نسلهای آینده گفت: وقایع مهم و آدمها مهماند؛ باید ثبت شوند. شهدا، قهرمانان و انسانهایی که در میدان نقشآفرینی میکنند، در ساعت و ساحتی که جنگ بر آن گذشته است، باید دیده و روایت شوند. هر دوره جنگی، مجموعهای از حرفها، شعارها و نکات برجسته دارد، اما ممکن است صد سال بعد همه آنها به یاد نماند. ادبیات یکی از راههایی است که میتواند آن دوره را ثبت کند.
مودب با اشاره به روند ادبیات در جنگ تحمیلی افزود: در جنگ هشتساله، ادبیات شیعی و ادبیات اسلامی در میان پررنگتر بود؛ اما در دفاع مقدس اخیر، شاهد ارتقا و گسترش کارکرد ادبیات هستیم؛ به نحوی که ادبیات ملی نیز در کنار ادبیات شیعی و اسلامی به کار گرفته میشود. حتی در سخن مداحان نیز دیده میشود که اسطورههای ایرانی در کنار اسوههای اسلامی حضور پیدا میکنند؛ آرش و رستم در کنار حضرت عباس (ع) و امام حسین (ع).
وی ادامه داد: این ترکیب نشاندهنده نوع نگاه و ذهنیت ایران امروز است؛ ذهنیتی که این دفاع را هدایت میکند و در ادبیات نیز ثبت میشود. این آثار بعدها قابل مطالعهاند و نشان میدهند که واقعه در چه زمینههایی شکل گرفته است.
در بخش دیگری از این گفتوگو، مودب درباره نسبت «احساس» و «واقعیت» در ماندگاری شعر گفت: اینکه شعر در شرایط جنگ سروده میشود و بر اساس احساس است یا واقعیت، هر دو در کارکرد اثر نقش دارند. به نظر میرسد واقعیت میتواند موجب احساس شود؛ اما مهمترین نکته این است که شاعر شناخت خود را هرچه کاملتر کند و صرفاً به احساس تکیه نکند.
وی درباره ضرورت فاصلهگرفتن برای پردازش هنری اظهار کرد: برای پردازش هنری، نیاز داریم که شاعر تا حدی از میدان فاصله بگیرد. راز طبع شاعر با توجه به تمرین و تجربهاش این است که در هر واقعهای بتواند کمی فاصله بگیرد. همانطور که وقتی اتفاقی رخ میدهد و کسی اینجا شهید میشود، ما میبینیم شاعر به اسطورههای چند هزار سال پیش هم رجوع میکند. این یعنی فاصلهگیری برای شناخت صحنه و دیدن اثر از زاویهای دورتر. هرچه پردازش هنری از واقعه کاملتر و چندبعدیتر باشد، اثر ماندگارتر میشود.
مودب در پایان یادآور شد: حتی اگر اثری صرفا روایتگر احساس باشد، در میدان جنگ کاربرد دارد؛ چون جنگ عرصه احساسها و هیجانهاست و الفاظ مشترکِ هیجان و عاطفه در این شرایط زیاد است. اگر هیجان را درست روایت کنیم، اثر هم کار میکند. اما هرچه فاصلهگیری و نگاه فرهنگیتر بیشتر باشد، سخن ریشهدارتر و اثرگذارتر میشود.